سيد محمد دامادى
208
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
سوگند ( ف ) قسم است كه « يمين » باشد . ناصر خسرو گفته : جز راست مگوى گاه و بيگاه * تا حاجت نايدَت به سوگند به خاكِ پاىِ تو سوگند و نورِ ديدهء حافظ * كه بىرُخِ تو فروغ از چراغ ديده نديدم [ 315 / 9 ] به گيسوىِ تو خوردم دوش سوگند * كه من از پاىِ تو سر بر نگيرم [ 323 / 6 ] ديگرى گويد : آنان كه به مذهبِ تناسخ فردند * دى مىرفتى در تو نظر مىكردند سوگند به جانِ يكدگر مىخوردند * كاين يوسفِ مصرى است كه باز آوردند و با افعال دادن ، خوردن و شكستن نيز به كار رفته است : هر كس كه در وفاىِ تو ، سوگند بشكند * پشت و دلش به زخمِ حوادث ، گسسته باد [ امير معزّى ] كارى نشد از پيش به تركِ مى و ساقى * پيمانه بياريد ، كه سوگند شكستيم [ بابا فغانى ] و « صائب » چنين به كار گرفته است : سخن شمرده و سنجيده گوى و بىسوگند * كه شاهدِ سخنانِ دروغ ، سوگند است در ايران باستان در محاكمههاى مبهم و پيچيده - دو طرف دعوى را مورد آزمايشى به نام ( ور Var ) قرار مىدادند كه هر كس در آزمايش موفّق مىشد ، او را محق مىدانستند . از جملهء اين آزمايشها دادن آب آميخته به گوگرد بوده است . به عقيدهء گلدنر چون گوگرد مليّن و سبك و اثرش مشكوك است ، مىتوان تصوّر كرد كه